
آوای گرمسیر: متعاقب انتقادات متعدد و دامنه دار و اغلب خصمانه،که قدرناشناسی و بی انصافی در آن موج می زند، بر خود لازم دیدیم تا جایی که منطق و انصاف و تجربه حکم می کند مطالبی را که نشان از عدم توجه مطلوب و ضعف های عمده شهرستان بهمئی است، را عنوان کنم.
انتخابات در پیش و آنچه در این زمان خاص، بیش از هر زمان دیگری انتظار ما را می کشد، انجام وظیفه و بجا آوردن تکلیف است و شرعأ و عقلأ باید فارغ از هر گونه خواست و نظر دیگران، با حضوری حداکثری به اصلح ترین رأی دهیم و بس. مابقی هر چه شود، خواست و رضای خداوند است. نکته مهمی که در ابتدا باید به آن اشاره نمایم،این حقیقت عیان است که موحد آمد تا به خواسته ی هواداران بی شمار خود لبیک گفته باشد، چرا که ملت طی سال ها اخلاص و بزرگی و کیاست و شجاعت و مدیریت آقای موحد را دیده اند، موحد آمد تا در این زمانی که تنها و تنها این دولت عدالت محور ،و نه دولت های گذشته ، همه ی هدف و استراتژی خود را خدمت به محرومین و مستضعفان قرار داده است،دوشادوش دولت، با افتخار، خدمتگزار مناطق محروم و قشر مستضعف جامعه باشد.مولانا می گوید: عاقلان جوی آبی می کندند تا بعد از سال ها به ما آبی برسد.
حال سؤال ما این است که آیا استان ما همه داشته های کنونی خود را، مدیون زمان کنونی و مدیریت جناح حاکم است؟ آیا عاقلانه و منطقی است که تمامی ضعف ها و کمبودهای کنونی را که ناشی از ضعف و ناکارآمدی و عدم تجربه نماینده کنونی و همراهان وی است، به موحد نسبت دهیم!؟ خوب به یاد داریم که دوران موحد در استان، مربوط به دوران سازندگی و اصلاحات بوده است،که بیشترین توجه و خدمات آنها شامل کلان شهرها بوده، و کمتر به مناطق محروم توجه نشان داده و ملت مستضعف را از حداقل امکانات محروم ساخته بودند.اما با وجود کمبودهای بیشمار، آقای موحد بهمئی را به شهرستان ترقی داده و اکنون این شهرستان پیشرفت هر چند محدود خود را مدیون پیگیری ها و زحمات و رایزنی های شبانه روزی آقای موحد و قانع کردن دولت عدالت محور به خدمات دهی به این مناطق محروم بوده است، آنچه نماینده کنونی از عاجز است.
و آیا همه این ادارات و نهادهای مردمی،بی شمار فضاها و امکانات علمی و آموزشی و ورزشی و،پتروشیمی اکنون رها شده و پروژه های واقع در مناطق محروم کهگیلویه و بهمئی و چرام،دانشگاه ها و موسسات علمی و ...، همه و همه مولود سه، چهار سال اخیر و اقدامات مدیران امروزی است؟ آیا پتروشیمی اکنون رها شده دهدشت که موحد با نیامدنش به حوزه انتخابی خود، فرصت تکمیل، افتتاح و راه اندازی آن را به نماینده کنونی تقدیم کردند، فرصت طلایی ای برای اثبات شایستگی نماینده کنونی نبوده است؟و آیا اگر در نهایت ضعف توان استفاده از این فرصت طلایی و ایجاد اشتغال در سطحی وسیع و رضایت عمومی را نداشته، منطقی و منصفانه است که موحد را باعث و بانی این ناکامی بزرگ نامید!؟ نماینده کنونی که دم از تفکرات مبنی بر شایسته سالاری و مردمی بودن می زند، چگونه است که حزب الاهی های اصیل و رنج راه کشیده را، که نقش انکار ناپذیری در پیروزی وی داشته اند، به انزوا و سکوت رانده و سلطه قومیت گرایی و فرد سالاری را بر شهرستان محروم بهمئی تداوم بخشیده است؟ اگر به دنبال شایسته سالاری و عدالت بوده است، چگونه است که تعداد وسیع و قابل توجهی از پست های حساس و کلیدی مدیریتی شهرستان را، با سفارش و فشار، به یک طایفه خاص هدیه نموده اند!؟ وعده دو درصد نفت بهمئی که نماینده کنونی، طبق قرار می بایست سر سفره مردم می آورد، و ملت نوش جان می کرد، چرا سرانجامی نیافت!؟
اگر هست چرا تغییر و پیشرفتی در زیرساخت های صنعتی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و غیره حاصل نشده و تغییر چشمگیری نسبت به گذشته مشاهده نشده است؟
آیا امیدی به مهار و کنترل بحران همه گیر و همیشگی کمبود بودجه، که معنای بارز خوردن و نمردن است، و تلاش جهت تأمین مطلوب آن در شهرستان می توان داشت؟چگونه است که وعده نماینده کنونی، مبنی بر احداث کارخانه تراکتور سازی و شهرک صنعتی خلیج فارس و فولاد و فعال سازی معدن سیلیستن هرگز به مرحله تولید و اجرایی شدن نرسید؟ چگونه است که بارها شایعه ثبت نام جوانان بیکار شهرستان جهت اشتغال در شرکت های ذکر شده،و ریشه کن کردن بیکاری،در ادارات، به ویژه اداره کار و امور اجتماعی و غیره وعده داده و عنوان شد، اما هرگز در این حوزه ها استخدامی صورت نگرفت؟
اگر بوده؛ پس دلیل این همه بحران های کمرشکن بیکاری,اعتیاد و خودکشی که یکی پس از دیگری جوانان برومند این خاک را در کام خود می کشد؛کدام ویروس ناشناخته جنایتکار و خون آشام می تواند باشد؟ چگونه است که علی رغم وعده های پی در پی نماینده کنونی، مبنی بر انتقال آب از سد کوثر در جهت رفع مشکل آب شهرستان بهمئی هرگز عملی نشد و ملت حتی یک قطره آب از سدکوثر ننوشیده،و همچنین به صورت متعدد برق قطع و تاریکی بر فضای شهر حاکم می شود؟
چرا ساکنین بومی اولین وقدیمی ترین خیابان های شهر لیکک که سنگ بنا و نقطه آغاز شهر لیکک بوده اند، علی رغم پیگیری های متوالی، همچنان از نعمت گاز محرومند؟ منطق و تجربه حکم می کند که نه با دل و احساس، که با عقل و منطق، آگاهانه بیندیشیم، و آگاهانه تر انتخاب کنیم. در ایده آل نبودن وضعیت موجود و وجود بی شمار مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی،هیچ گونه شک و شبهه ای وجود ندارد،حال سؤال ما از همه منتقدین آقای موحد این است که، آیا شما در این زمان خاص، شخصی با کفایت تر از آقای موحد سراغ دارید؟ با ملت روراست باشید و باورشان کنید، در کنار آنها بودن، کارها را زودتر حل و فصل خواهد کرد،
حال که هدف مشخص ما، زدودن فرهنگ فقر و محرومیت و جبران عقب ماندگی هاست، چرا موانع را از جلوی پای یکدیگر کنار نزنیم؟ پخش شب نامه های مروج بی بندوباری انتخاباتی و شایعه پراکنی و شبهه افکنی کدام گره از مشکلات بیشمار جامعه مان را باز خواهد کرد؟ آیا در این زمان خاص،دادن اطلاعات غلط به دیگران،در نهایت ناکارآمدی، خود را دلسوز و تشنه پیشرفت و ترقی جامعه نشان دادن، قومیت گرایی ، مهره چینی در نقاط حساس مدیریتی استان،تحریک احساسات دینی و قومی در استان به نفع خود و توزیع شب نامه های خلاف عرف انتخابات و توهین آمیز و ده ها ترفند دیگر، جای اعتماد و امیدواری ای برای ملت نگه داشته است؟
ملت موحد را می شناسد و خوب به یاد می آورد، در این دوره بیداری، بصیرت، دیانت، و پایبندی و قدردانی ملت مانع این بیراهه رفتن هاست، آگاهانه سره را از ناسره تشخیص می دهند، می دانند که بهترین خدمت برای نااهلان، ترک خدمت است، به جستجو آمده اند، در پی امید، عدالت، دیده و شنیده شدن، و به موحد اندیشیده اند تا قانونی را در جامعه پیاده کنند که می گوید: سیاست و فرصت خدمتگزاری و قانون اندیشی را باید به اهل آن سپرد. و این توصیه ما به همه منتقدین است که در این زمان حساس، عاقلانه و با آگاهی و رضایت،اصلح ترین نامزد انتخاباتی را که توان پیگیری و رایزنی و چانه زنی داشته و تجربه و سابقه سال ها خدمتگزاری را با خود یدک می کشد را انتخاب نموده و در راه توسعه و پیشرفت شهرستان همچنان محروممان یاری اش داده و آیندگان را نیز از ثمرات این انتخاب عاقلانه و منطقی بهره مند سازند.
Powered By MIHO.iR
كاري از گروه میهو
 |