
آوای گرمسیر-فیض اله شیرنژاد:چهارمین سفر پرهیاهوی هیات دولت به استان ما هم به پایان رسید. سفری که از همان ابتدا نتایج آن مشخص بود.
عدم رعایت عدالت و توزیع عادلانه امکانات و تصویب مصوبه هایی عادلانه برای توسعه تمام نقاط استان از همان روز اول سفر و چگونگی توزیع نمایندگان تام الاختیار رئیس جمهور به شهرستانهای مختلف استان پیام آور سفری ناامید کننده و ناعادلانه بود.
سفری که همانند سفر گذشته کمترین اثر را در تقویت زیر ساخت های مناطق توسعه نیافته استان به همراه نخواهد داشت.
به جرات می توان گفت دولت عدالت محور برای توزیع عادلانه امکانات در استان ما کمترین تفاوتی با دولتهای قبلی که اسم عدالت را هم یدک نمی کشیدند نداشته است وبر عکس با روند عملکردی خود باعث فربه شدن برخی نواحی و شهرستانها و نحیف تر و بی رمق تر شدن نواحی دیگر گردید! بگونه ای که مایی که در این دیار زندگی می کنیم آنرا با تمام وجود حس می کنیم و دقیقاً تضادش را آمارهای حکومتی می بینیم .
مگر زیر ساخت های توسعه غیر از جاده است و آب است و کارخانه است و نیروی برق است و ...
مسئولین استانی ما یک بار که شده برای خدا با خودشان خلوتی داشته باشند و ببینند چرا بعضی نواحی استان ما زیر ساخت ها را در حد حداقل هم ندارند ولی برخی دیگر سالهاست که به حد اشباع به آنها رسیده اند و حالا نیازهای جدیدی را برای خود تعریف کرده اند و اتفاقاً این نیازهای جدید در دستور سفرهای مقامات مملکتی از جمله هیات دولت هم قرار می گیرند و مصوب هم می شوند ،ولی این بزرگواران اندکی هم دچار عذاب وجدان نمی شوند که چرا مناطق دیگر را نمی بینند و حداقلی از نیازهای زیر ساختی اولیه شان را مطرح و تصمیم گیری نمی کنند.
رئیس جمهور ما که همواره احساسات پاک مردم را بر می انگیزد و سوار بر موج احساسات مردم یکه تازی می کند چه خوب است بجای اینکه در سخنرانی های عمومی خود خطاب به مردم مسوولینی که پارتی بازی و خویش قوم بازی و رشوه خواری می کنند و ... را از دولت نمی داند و می گوید آنها جایی در دولت من ندارند چرا که من آمده ام تا آنها که به حق مردم و بیت المال دست اندازی می کنند و خلاف رویه عدالت حرکت می کنند بر سر جای خودشان بنشانم و یا از خسته بودن یا نبودنشان سوال می پرسد و خستگی را مربوط به دشمن می داند غافل از اینکه این مردم از تبعیض ها و بی عدالتی هایی که نسبت به آنها و دیارشان روا می شود از درون خسته اند و دارند می سوزند .
چه خوب بود اگر رئیس جمهور بجای سوالات کلیشه ای همیشگی خود در شهرستانهای ما اگر از مردم می پرسید::
مردم؛ وضعیت جاده های شما چگونه است آیا از آنها رضایت دارید می دیدید که نه بزرگ مردم عرش را به لرزه در می آورد!
مردم؛ تولیدات کارخانه های صنعتی شما چگونه است و می شنید مردم همگی نشان کارخانه ای که در دولت او یا دولتهای گذشته ساخته شده است را می پرسند!
مردم؛ کشاورزی شما چگونه است و آیا از رودخانه ها و منابع آبی خدادادی بیشمار منطقه اتان استفاده بهینه می برید و می شنید که مردم همگی می گویند ما که چشم امیدمان پیش خدا و نزولات جوی است اگر باران نبارد که کشاورزی امان تعطیل است، می شنید که مردم می گویند رودخانه های ما بدون هیچ استفاده ای آرام آرام از کنار زمین های تشنه امان می گذرند و برای شهرستانهای دیگر که برخوردارتر از مایند تبدیل به سد می شوند تا آنها از آبهای ما سبز شوند و ما فقط حسرت بکشیم و نظاره کنیم و پژمرده تر می شویم!
مردم؛وضعیت تحصیلی اینجا چگونه است آیا دانشگاه دولتی هم ساخته شده و حالا که دانشگاه های دولتی بومی شده اند آیا افراد بی بضاعت که توانایی ادامه تحصیل در دانشگاه آزاد را ندارند راهی برای ادامه تحصیل دارند و می شنید که مردم تماماً دانشگاه آزاد را نشان می دهند و از عدم سرمایه گذاری دولت و تاسیس هیچ دانشکده ای در منطقه می گویند و می گویند فرزندان ما که توانایی تحصیل در دانشگاه آزاد را ندارند بدلیل هزینه های سنگین در شهرهای دیگر از ادامه تحصیل باز می مانند.
مردم؛ کارخانه فسفات شما به کجا رسید و آیا بهره ای از آن به شما رسید و می شنید که همگی می گویند سود بزرگترین معدن فسفات کشور در منطقه ما فقط خالی نمودن یکی از روستاهای تقریباً آباد ما بوده و بس!
مردم؛ وضعیت اشتغال فرزندان و جوانان و تحصیل کردگان شما چگونه است و می شنید و می دید که آنها بنادر و شهرهای دور دست را نشان می دهند یا از حضور یک یا دو یا چند جوان تحصیل کرده بیکار در خانواده خود می گویند!
مردم؛ یک چهارم نفت کشور در استان شماست چه بهره ای به شما رسیده و می شنید و می دید مردم همگی دود غلیظی را در آسمان شهرشان فضا را تیره و تار نموده است نشان می دهند!
و از این دست سئوالاتی که خوب بود رئیس جمهور از مردم می پرسید ولی هیچگاه نپرسید و نخواهد پرسید ،و این سوالات بی پاسخ چقدر فراوانند!
حالا که رئیس محترم جمهور بدون کوچکترین توجهی به این نیازهای زیر ساختی مردم ما و کمترین اشاره ای به آنها با حضور پرهزینه خود فقط دردمان را تازه می کند و با بیان مصوبات سفر خود و ندیدن مان، از حکومت عدالتش ناامیدمان می کند و فقط چند روزی روند زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد و بعضی پروژه های شهری را تعطیل یا به تاخیر می اندازد چه می شد اگر سفر خود را همانند دور دوم و سوم معطوف به همان مرکز استان می کرد و خیال خود و ما را راحت می کرد!
باور بفرما ما راضی تر بودیم آقای رئیس جمهور!
آقای رئیس جمهور از خود پرسیده اید شهرستان بهمئی ما چه موقع از نظر جاذبه های گردشگری و توریستی مورد توجه مسوولین استانی و ملی بود که حالا رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ات را به این منطقه فرستاده اید!
حضور معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در دهدشت چه معنایی می دهد، آیا حضور وی در تهران با حضورش در دهدشت برای مردم ما برابر نبود؟!
حضور وزیر دادگستری در قطب کشاورزی استان (چرام) چه مفهومی داشت و از خود نپرسیدید چه سنخیتی میان ایندو وجود دارد و این دیگر چه اقدامی بود که انجام دادید!
گچساران وزیر نفت را به انتظار می کشید وزیر نیرو آنجا چکار می کرد!
دنا مدیر میراث فرهنگی و گردشگری را می طلبید وزیر بهداشت چرا!
آقای رئیس جمهور ما بی صبرانه منتظر بودیم هر وزیری را با توجه به تخصصش و سپس نیاز منطقه به منطه مان گسیل می کردید و برای این سفر که شاید آخرین سفرتان باشد وعده بیمارستانی برای چرام یا لیکک یا دهدشت می دادید، وعده دانشکده ای برای دهدشت ،وعده ساخت کارخاته ای در این مناطق، وعده،...می دادید.
حالا که فقط قرار است سود سفر شما ساخت چند مدرسه و تعدادی پروژه های از این دست باشد و اینگونه لطف دولت شما قبلاً بصورت گسترده شامل حال ما شده بود و همچنان تداوم دارد و نمونه اش مدرسه های مجللی است که باید در به در دنبال دانش آموز برای تحصیل در آنها بگردیم! لطف کنید به جای آنها دستور تعجیل در ساخت جاده های اصلی ما که بعضا پیشرفت لاک پشتی را تجربه می کنند و یا حذف سرعت گیرهای غیر قانونی و غیر اصولی که خودسرانه در جاده های ما نصب می شوند و عاملی برای تحقیرما شده اند، یا دستور ساخت بیمارستانی جدید می دادید که بیماران ما سرگردان دیار غربت نشوند، احیاء کشاورزی مان را از شعار به عمل تبدیل می کردید ،کارخانه هایی که سالهاست پیشرفتی نداشته اند را به نتیجه می رساندید، احداث کارخانه جدیدی را مصوب می فرمودید، زمینه ساخت فرودگاهی که حداقل هواپیمای تشریفاتی خودتان یا مسوولین بعدی در آن بنشینند را برنامه ریزی می کردید و ... تا آنوقت تعاریف جنابعالی از جمله شجاعت - پاکدستی و اینکه موجب عزت و عظمت ایران بوده ایم و به تعبیر حضرتعالی در صحنه های مختلف انقلاب پیشگام بوده ایم را به راحتی باور می کردیم و باورمان شود حالا که اینجوری خوبیم و خوش نام ،حقوق متقابلمان توسط حکومت وحکومت مردان پاس داشته می شود ونه اینکه تا سالهای دیگر باز عمق محرومیتمان را ناشی ازعقب مانده نگه داشتن مان توسط حکومت ستم شاهی قلمداد بفرمایند ! چرا که این توجیه نخ نما را دیگر باورنخواهیم کرد!وآنوقت اگر ازاقدامات خودتان برای خروج از این بن بست قهری بپرسیم در جواب به سوالات بالا خواهید ماند! پس خیر دنیا و آخرت شما هم در همین است که ما را هم ببینید و در بازستاندن حقوقی که ازمان دریغ می شود قدمی ماندگار بردارید.
البته مطمئنم اگر همراهانتان در بالگردتان هنگام سفر در شهرستانهایمان عمداً توجه شما را به موضوعات حاشیه ای جلب نمی کردند از همان بالا می دیدید که آنچه گفته شد صحت دارد و در زمین ما اثر چندانی از جاده و سد و کارخانه و ... نیست فقط مردمند که آمده اند که اگر ازشان سئوال می کردید و سراغ می گرفتید جوابتان را بدهند! و بگویند آنچه نیازمان بوده و هست را نداریم!البته اگر گوش شیطان کر شما از اینگونه سوالات می پرسیدید!
حالا که اینها نیستند پس برای چی زحمت سفر به خود دادید! دیدار رو در رو! راضی به زحمت شما نبودیم، حاضریم همگی برای اینکه زحمت شما کم شود خدمتتان برسیم چرا که هم هزینه اش کمتر است و هم شما به کارهای مملکتی و بین المللی اتان بهتر می رسیدید!
|