

آوای گرمسیر-به قلم حسن اکبرپورشیخ حسین
روزگار وهرچه در آن است بس ناپایدار است
ای شب هجران تو پنداری برون از روزگاریم
آری مرد راه درمان در این دیارگوئیا کیمیاست که سالهاست توتیایی،شب کوریمان را دوا نمی کندوبه مرحله رسیده ایم که می پنداریم خارج از محدوده این جهانیم.نه شبهایمان سحرمیگرددونه شیونمان قلبی را متاثر میکند.ما مانده ایم وصورتی گلگون.نه نفتمان به بختمان رسید ونه طبیعتمان طبیبمان شد.شکوه حضورمان زبانزد است اماظهورمان درغیبتی کبرا یا نه،صغراست.راستی غیبت کبرایمان در چرخ توسعه چند سالی خواهد چرخید؟؟؟
اجدادمان در ناتوانی خود مُردند، ترسم که جاهلیتی مرا فراگیرد وکورکورانه راهشان را به ارث ببرم.راهی که در برابر عقب ماندگیمان قفل سکوتش را هیچگاه نشکندوچاهی به عمق تمام عقب ماندگی هایمان کنده است.دردهای ما نه نگفته اند ونه نهفته اند همچو درد آنانکه نگفته وندانسته تمام اندوهشان تکیه برکرسیی شاهانه است.
خواننده گرامی وارجمند، ای آنکه شاهرگ تمام خوشیهای او (عاملان عقب ماندگی)در دستان توست،مولایمان علی است واز دیار آریو برزنیم وپیغمبرمان برای برابری مبعوث شد پس بیاتادیگر به آنانکه رابطه و ضابطه را معجزه مینامند ویکشبه شهره شهر می شوند وتمام عقب ماندگیهای عاطفی خود را با فروریختن عقده های خود برما جبران میکنند اجازه رهیابی ندهیم که ندانم کاری وخودخواهیی وسادگیشان دودمانمان را بر باد خواهد داد.وسالهاست که این پدیده شوم دامنگیر من وتوست پس بیا تا این بار همچون علی که عقیل را از در خود راند به خواست های نامعقول ناتوانان از اداره دیار با عقل سلیم خود نه بگوییم که در غیر این صورت تاریخ لعنمان خواهد کرد وکاسه وآش همان خواهد بودکه تاکنون بوده است .
بنابراین نسل جوان امروز برخود لازم و واجب می داند تا همگام با بیداریهای جهانی از قافله عقب نماند وزمینه را برای آینده ای اسلامی به دور از دروغ،ریا،سادگی،وپستی ها وپَلشتی های سیاست وسیاست زدگی که منفور ترین واژها در تمامی ملل می باشد آماده نماید،باشد که فردا یی درخشان را رقم بزنیم.
سالها گشت وکسی مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من وتوست
|
كاش وسعت نگاه مردمان ما از سر ايل و طايفه به آينده ي مجهول و سراسر تاريك ديارمان باشد.
كاش جوانان عدالتخواه ما خود عدالت گستر بودند نه هر كدام مشعوف به اسم پر طمطراق جنبش عدالتخواه.
گوئيا ما همه كريم و كور و لال.ولي هيچ نمي دانم اين تاوان كدام گناه است.
«وَ اِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبعُوا ما أَنْزَلَ اللّهُ قالوُا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَينا عَلَيْهِ آبائَنا أَوَلَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلوُنَ شَيْئا وَ لا يَهْتَدُونَ»
«وقتي به آنان (مشركان) گفته شود از آنچه خدا فرو فرستاده است پيروي كنيد، ميگويند: از (آييني كه) پدران خود را بر آن يافتهايم، پيروي ميكنيم، هر چند پدران آنها نه چيزي ميفهميدند و نه به (حقيقت) راه ميبردند».
3. «وَ مَثَلُ الَّذينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسمَعُ اِلاّ دُعاء وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُميٌ فَهُمْ لا يَعْقِلونَ»2.
«داستان دعوت كافران بسان كسي است كه بانگ ميزند چيزي را كه نميشنود جز خواندن و فرياد، كافران كر و لال و كورند چيزي نميفهمند»